صفحه اصلی
زندگینامه
خبرها
خبرهای مرجع عالیقدر
خبرهای دفتر
خبرهای نمایندگان و معتمدان
راهنمایی ها و رهنمودها
استفتائات
درس ها
درس های فقه
درس های اصول
درس های تفسیر
درس های اخلاق
تأليفات
بیانیه ها
پرسش:خداوند متعال فرمود (وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ؛ پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار، و کسانی که به نیکی از آنها پیروی کردند، خداوند از آنها خشنود گشت، و آنها (نیز) از او خشنود شدند؛ و باغهایی از بهشت برای آنان فراهم ساخته، که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و این است پیروزی بزرگ! التوبة/100) این آیه تصریح روشنی است به جایز بودن تبعیت کردن از صحابه نیکوکار از مهاجرین و انصار و اینکه تبعیت به نیکی از ایشان سبب رضوان و خلود در بهشت است در حالی که شیعه به حرمت تبعیت از غیر آل البیت از صحابه معتقد است و اینکه آن موجب گمراهی و دخول در جهنم است پس چگونه میان مفاد این آیه و اعتقادتان جمع می کنید با ملاحظه ی اینکه در قرآن آیه ی صریحی مبنی بر وجوب پیروی از اهل بیت به شکل خاص و عدم تبعیت از غیر ایشان وجود ندارد؟
پاسخ:بسمه سبحانه: آیه ذکر شده مهاجرین و انصاری را که از پیامبر(صلی الله علیه و آله) تبعیت کردند را مدح نموده و دلالتی بر وجوب تبعیت از صحابه ندارد اما تبعیت از هر صحابی، دلیلی بر این وجوب وجود ندارد چرا که عنوان صحابی هر آن کس را که نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) را در مدت حیات ایشان درک کرده باشد شامل می شود و در میان آنان منافقین بوده اند، کسانی که پیامبر(صلی الله علیه و آله) را در میدان نبرد ترک نموده و گریخته اند همانطور که خداوند سبحان فرمود (إذ تصعدون ولا تلوون على احد والرسول يدعوكم في أخراكم؛ (به خاطر بیاورید) هنگامی را که از کوه بالا میرفتید؛ و جمعی در وسط بیابان پراکنده شدند؛ و از شدت وحشت،) به عقب ماندگان نگاه نمیکردید، و پیامبر از پشت سر، شما را صدا میزد. ) و بسیاری از ایشان فرار کرده و پیامبر(صلی الله علیه و آله) را در حالی که در نماز جمعه بود برای تجارت و یا لهو ترک کرده اند همانطور که خداوند سبحان آنان را توصیف می کند (وإذا رأوا تجارةً أو لهواً انفضوا إليها وتركوك قائماً؛ وهنگامی که آنها تجارت یا سرگرمی و لهوی را ببینند پراکنده میشوند و به سوی آن می روند و تو را ایستاده به حال خود رها میکنند). و آیاتی وجود دارد که بر وجوب تبعیت از اهل بیت (علیهم السلام) دلالت دارد، خداوند سبحان فرمود (قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى ؛ بگو: «من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمیکنم جز دوستداشتن نزدیکانم [ اهل بیتم]) و فرمود (إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ ؛ سرپرست و ولیّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آوردهاند؛ همانها که نماز را برپا میدارند، و در حال رکوع، زکات میدهند.) و آیات دیگر و الله الهادی وهوالعالم.
پرسش:دیدگاه شما در ادعای شکست امیر المؤمنین علی (علیه السلام) چیست؟ و آیا کسی که به این گفته معتقد است از جهت عقایدی منحرف است؟
پاسخ:بسمه سبحانه: سزاوار است دانسته شود که شکست تنها به کسی نسبت داده می شود که قصد رسیدن به هدفی را داشته باشد و از آن عاجز بماند و هدف حضرت امیر (علیه السلام) گسترش سلطه اشان بر جهان و سیطره یافتن بر ثروت ها نبوده است و تنها هدف اظهار صورت صحیح و روشنی بخش از حکومت اسلامی بوده که به جهت خطاهای حکمرانان سابق بر ایشان بعد از پیامبر(صلی الله علیه و آله) از اذهان مردم غایب گشته بود و قطعا علی بن ابی طالب (علیه السلام) توانست آن را به انجام رساند و امام (علیه السلام) به نفس قدسی خود بیان نمود، بنابر این اگر سلطه نیافتن ایشان شکست باشد امکان خواهد داشت که شکست را به پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) نسبت داد چرا که ایشان با تأکیدشان بر ولایت علی بن ابیطالب (علیه السلام) مستقیما بعد از ایشان بدان دست نیافت و همچنین خداوند سبحان فرمود(ما خلقت الجن والإنس إلا ليعبدون؛ من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند) و این امر محقق نگشت و گفته نمی شود که خداوند (العیاذ بالله) شکست خورد چرا که هدف خداوند حصول عبادت او از جانب مردم به صورت بالفعل نبوده است بلکه هدف زمینه سازی طریق برای ایشان به سمت آن بوده است که حاصل گشته است و لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم.
پرسش:آیا نزد حضرتعالی صحت روایات و احادیثی که از دو مرتبه رد الشمس برای مولای ما حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) حکایت می کند یکبار در زمان حیات حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و یک بار در زمان ولایت امیر المؤمنین(علیه السلام) در عراق، صحت این روایات و احادیث نزد حضرتعالی ثابت شده است؟
پاسخ:بسمه سبحانه: این روایات در کتب معتبر موجود است و وضع آن وضع روایات معجزاتی است که حقانیت امیر المؤمنین (علیه السلام) بر خلافت بعد از پیامبر(صلی الله علیه و آله) راثابت می کند و الحمدلله رب العالمین و الله العالم.
پرسش:شکّی نیست که علل احکام، فلسفه و مصالح و مفاسد آنها نزد امام معصوم (علیه السلام) است، پس او می داند به عنوان مثال علت حرمت گوشت خوک چیست و غیر این مورد از احکامی که بدان از روی تعبّد ایمان داریم، چرا امام معصوم (علیه السلام) علل این احکام را بیان نمی کند تا مردم به آن ایمان بیاورند و نسبت به آن یقین پیدا کنند و بر آن پایداری نمایند؟
پاسخ:بسمه سبحانه: بدان ای فرزندم که امام معصوم (علیه السلام) عملی را جز به امر خداوند انجام نمی دهد و چه بسا مصلحت الهی اقتضا دارد احکام و مصالح آن مخفی نگاه داشته شود، چه بسا عقل قاصر ما گنجایش آن را ندارد و بدین جهت امام (علیه السلام) مقید به امر خداوند سبحان است و او از آنچه انجام می دهد بازخواست نمی شود بلکه امر می کند و ما هستیم که مورد سؤال قرار می گیریم و الله العالم.
پرسش:آیا امام معصوم (علیه السلام) تمام اموری که برما واجب است آن را تصدیق کنیم مثل امور تعبدی بدون شناخت علت مثل حرمت خوردن گوشت خوک و ثبوت شهادت قتل به دو شاهد و شهادت زنا به چهار شاهد و غیر آن را می داند؟
پاسخ:بسمه سبحانه: امام معصوم (علیه السلام) که از جانب خداوند سبحان برای اداره جمیع شؤون شرعی و قانونی و سیاسی مسلمین تعیین شده است نه تنها آنچه بدان اشاره کردی را می داند بلکه غیر آن را نیز می داند بلکه منبع علم فقهاء به آنچه ذکر کردیم می باشد و الله الهادی.
پرسش:خداوند فرمود: (وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ؛ (به خاطر آورید) هنگامی که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود. و او به خوبی از عهده این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من (نیز امامانی قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمیرسد!».) تفاوت میان امامت پیامبر حضرت ابراهیم (علیه السلام) و امامت ائمه (علیهم السلام) از اهل بیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چیست؟
پاسخ:بسمه سبحانه: امامت خلیل الرحمن (علیه السلام) تنها برای مردم بود آنچنان که صریح آیه است و امامت ائمه (علیهم السلام) گسترده تر از آن است همچون وسعت رسالت حضرت رسول محمد (صلی الله علیه و آله). و علاوه بر آن با فرض تساوی از جهت کسانی که امامت بر آنها قرار داده شده است امامت از جهت قرب الهی، علم و سلطه دارای مراتبی است و کرارا گفته ایم که هر امام متأخری از ائمه اهل بیت (علیهم السلام) به پیروی از امام سابق مأمور بوده است و اطاعت افضل از مفضول و مساوی از مساوی جایز نیست، این برخی از تفاوت هاست و الله العالم.
پرسش:آیا حضرت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) مطابق نظریه مخفی بودن شخص پنهان است یا طبق نظریه مخفی بودن عنوان؟
پاسخ:بسمه سبحانه: آن حضرت (عجل الله تعالی فرجه) شخصشان پنهان است و الله العالم.
پرسش:آیا کسی که به قرآن تمسک بجوید بدون تمسک به اهل بیت(سلام الله علیهم) شخص گمراهی محسوب می شود؟
پاسخ:بسمه سبحانه: چطور می تواند به قرآن تمسک جوید بدون تمسک به اهل بیت (علیهم السلام)؟ آیا او قرآن را می فهمد؟ آیا او می تواند عدد رکعات نماز و شماره ی رکوع و سجود را از قرآن بفهمد؟ بنابر این او یا نادان است و یا خود را نادان جلوه می دهد و یا خود را به ساده لوحی می زند، که حبّ دشمنان اهل بیت قلب او را کور کرده است و از طریق اهل بیت (علیهم السلام) منحرف گشته است و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.
پرسش:عقیده ما به عنوان مذهب اهل بیت (علیهم السلام) نسبت به امامت چیست آیا آن ارتباطی است یا استقلالی؟
پاسخ:بسمه سبحانه: واجب است که اعتقاد به جمیع ائمه (علیهم السلام) باشد و جایز نیست به یک امام و نه دیگری معتقد شد و از این جهت اعتقاد به ایشان ارتباطی است و از جهت دیگر لازم است اعتقاد بر آن باشد که امام (علیه السلام) سلطه مطلقه در شؤون دین و دنیا دارد ولذا نمی توان از طاعت او خارج شد، و به این اعتبار عقیده به امام(علیه السلام) استقلالی است و الله العالم.
پرسش:برخی با این گفته اشان برما اشکال می کنند که آیا معقول است مدت زمان اسارت و بازگشت اسرا به کربلاء چهل روز باشد به نحوی که مسافت طولانی از کربلا تا کوفه و از کوفه تا شام با عبور از لبنان و سپس از آنجا به شام طی شده باشد؟
پاسخ:بسمه سبحانه دیدگاه های محققان در این قضیه متفاوت است و برخی از ایشان احتمال داده است که بازگشت خانواده مصیبت زده در سال دوم در همان تاریخ یعنی 20 صفر باشد ولکن سزاوار است دانسته شود که قافله سالاران مسیرهای کوتاهی را می شناختند که امروز ما نسبت به آنها جهل داریم به شکلی که برخی رخدادها ذکر می شود که یکی از حکمرانان بنی عباس به دمشق فرستاد و گفت تا آخر هفته بازمی گردی و امر هم این چنین بود، پس چه بسا رفت و بازگشت اسیران از مسیرهایی بوده که ما امروزه آنها را نمی شناسیم یا در سال بعدی بوده است و الله الهادی و هو العالم.
قبلی
5
6
7
8
9
10
بعدی